برای لحظه ای دیدار,بیدارم بیا...
بزرگ بود تمام خاطرات تلخش ... شیرین است. غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـر دلدار اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون تو سـفر کردی به خـورشـید ،رفتی اونور دقایق منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم ولی چند قدم که دور شد دوباره گـریه رو سـر داد روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد بـه خـدا نـمــیـری از یاد شاعر : سید حسن حسینی کسـی کـه چشـم بـه راهـه آئینۀ تجلی اسماء ایزد است این بانویی که روی لبش ذکر أشهد است صبرش سر آمده دگر از دست این دیار با آن که در ثبات و صبوری زبان زد است با تازیانه ها به تسلایش آمدند دوران رنج و غربت آل محمد است جان میدهد برای غریبی مرتضی اندوه و بیکسی خودش گر چه بیحد است این پهلوی شکسته چه آورده بر سرش با هر نفس زدن نفسش بند آمده ست شوق زیارت پدر و غربت علی حالا میان رفتن و ماندن مردد است
من و این داغِ در تكرار
مانده من و این آتش بیدارمانده مپرس از من چرا دلتنگ هستم دلم بین در و دیوار مانده
آنقدر پیش این و آن از خوبــی هایش گفتم كه وقتی سراغش را میگیرند شرم دارم بگویم تنهایــم گذاشت ..
قوی بود
همه به
اون احترام می گذاشتند
شکستنی
نبود به این سادگی ها
اما زود
در گذشت
غرورم را
می گویم
ناگهان
فوت کرد
.....!![]()
فقط یه لحظه
یه لحظــــه
به نبودنش
یا نداشتنش فکر کن.....!
![]()
![]()
![]()
ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم؟
نیست از هیچ طرف راه برون شد ز شبم
زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم؟
از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند
سخت دلبستهی این ایل و تبارم چه کنم؟
من کزین فاصله غارت شدهی چشم تو ام
چون به دیدار تو افتد سر و کارم چه کنم؟
یک به یک با مژههایت دل من مشغول است
میلههای قفسم را نشمارم چه کنم؟![]()
میدونم هیچ کس بهتون تبریک نگفته...
میدونم چقدر تنهایین...
میدونم چقدر سخت میگذره وقتی همه ی لحظاتتون رو به یاد وقتی همسرتون زنده بود میگذرونین...
میفهمم....
فقط میتونم بگم اجر صبوریتون با فاطمه زهرا(س) ....
(کاش زنده بودی مقدسم)
![]()
طَعـــم شیرین یافتن را
در طَعم تلــخ از دَستــــ ـــ ـ دادن یافتــَـم
و در این میان
سَهم من تنهـــــا یک یادَتـــ ـــ ـ به خیر
ساده بود
![]()
چـسبیدن بـه سیـنـه ات را می خــواهــد ...
و چــشمـانــم
خـیس کـــردن پیــراهــنت را !
چـه بغض پـُرتــوقـعی دارم من امـــروز !!
![]()
زیــــر دوش آب ســــَـــــــــــرد
رهــــــــــا میکـــنـم بـغـــــض زخـــــمـهــــایــم را
در حالی که هــــمــــــــــه میگویند:
خـــ ـوش به حـــالــَــش ...
چه زود فـَـــــــــرامــــــوش کــَـرد!![]()
سالهاست که مرده ام
بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد،
نه شمارش ستاره ها تسکینم...
چرا صدایم کردی ؟
چرا ؟
(مرحوم حسین پناهی)
![]()
مانده بود به تو برسم . . .
اگر
این خواب ادامه داشت !
![]()
صـدای پای تو که می روی
صـدای پای مــرگ که می آید . . . .
دیـگر چـیـزی را نمی شنوم !
...
(مرحوم حسین پناهی)
![]()
وقتی از درون تنهایی.....!
![]()
(سهراب سپهری)
![]()
و برگردم و ببینم كه...
نیستم!!!![]()
و مرگ، تنها، نفس نکشیدن نیست
من مردگان بیشماری را دیدهام
که راه میرفتند
حرف میزدند
... سیگار میکشیدند
... و خیس از باران
انتظار و تنهایی را درک میکردند
شعر میخواندند
میگریستند
قرض میدادند
قرض میگرفتند
میخندیدند
و گریه میکردند...
-
![]()
دلم بدجوری گرفته..از دیروز همش گریه کردم...
خدا جون...صدای اذانو میشنوی؟صدای ناله منم میاد؟؟؟
اگه من بخوام مقدسمو ببینم باید چه جوری التماست کنم؟
به این لحظه قسم که دلم خیلی تنگه.واقعا دلم واسه دیدنش داره میمیره.خواهش میکنم منو ببر پیشش.طاقتم نمیاد دیگه....خواهش کردم خدا جون...خواهش...
مقدسم...
وقتی گریه میکنم انگار عکست هم داره اشک میریزه...گریه نکنی دلم میمیره همسری...فقط قول بده منتظرم می مونی.قول بده پشت و پناهم باشی.به خدا کسیو جز تو ندارم ...
مقدس من...دوستت دارم...از خدا بخواه بیام پیشت...شاید حرف تو رو زمین ننداخت؟
![]()
به خاطرش
ماندن را تحمل کن
رفتن از دست همه برمی آید.....!
![]()
از کســی کـه تـو راهــه
خستـــه تـــره.....!
![]()
![]()
![]()
در سیرك یا
در خانه؟!!
خنده ات كه
تلخ باشد،
دلت كــه خون
باشد،
تو هم دلقكی..!!
![]()
![]()
تنها نباش...
سخت میگذره...
دنیا آدم های تنها رو نمیخواد...هیچ کس نمیخواد...
اما اگه روزی تنها شدی...
.
.
زنانه مرد باش....
(م.مقدس)
![]()
سال 88 همین روز بود که رفتیم حج...من و مقدسم...
مقدس من ...بهت مدیونم ...اگه تو نبودی شاید هیچ وقت قسمتم نمیشد برم خونه ی خدا...
یادم نمیره آخرین لحظه چشمات پر از اشک بود...
میگفتی همسری شاید دیگه هیچ وقت اینجا رو نبینیم....
راست میگفتی...به 1 سال نرسید که رفتی...
رفتی و تنهام گذاشتی با این همه بد بختی...
فقط میتونم بگم که محبتهاتو هرگز فراموش نمیکنم .از خدا برات بهترین ها رو میخوام...
این روزا اگه خدا رو دیدی بهش بگو...
فقط منو یادش نره...
دوستت دارم مقدسم...به این اذان قسم دلم واسه دیدنت داره پر میکشه...
خدا رحمتت کنه گل قشنگم...منتظرم بمون...
![]()
او شاد بود,من شاد بودم.
افسوس که چه زود بهارمان خزان شد...
کاش لبیک مرا نیز می پذیرفتی!!!
(م.مقدس)
![]()
روز بزرگی است...روزی که قلبت را برای اولین بار برایم سرودی...
روزی که سالهاست دلم برای لحظه لحظه اش میتپد...
مرد من...مقدس من...
روزهای عاشقی مان پایان ندارد...
فردا و هیچ روز دیگری را فراموش نخواهم کرد.حتی اگر تو در بهشت باشی و من در جهنم دنیایم....
با همه ی این فاصله ها...
دوباره فریاد میزنم که دوستت دارم...
امیدوارم خدا صدایم را به قلبت برساند...
برای من بمان
عشق ابدی من...مقدس من
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



